الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
372
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
و در دعاى كميل است : « وهبني صبرت على حرّ نارك فكيف أصبر على فراقك ؛ اى خدا ! گيرم كه بر داغى آتشت صبر نمودم ، ولى چگونه بر فراق تو صبر كنم » . فقراتى از چند مناجات در مناجات هشتم از مناجات خمس عشر امام سجاد عليه السّلام آمده : « فأنت لا غيرك مرادي ، و لك لا سواك سهري و سهادي ، و لقاؤك قرّة عيني ، و وصلك منى نفسي ، و إليك شوقي ، و في محبّتك و لهي ، و إلى هواك صبابتي ، و رضاك بغيتي ، و رؤيتك حاجتي ، و جوارك طلبي . . . ؛ پس تو اى خدا ! نه غير توست مرادم ، و براى توست نه غير تو شبزندهدارى و بىخوابىام ، و ملاقات توست نور چشمم ، و وصالت آرزوى دلم ، و به سوى توست شوقم ، و در محبتت شيفتگىام ، و به دلدادگى به تو هست تمايل شديدم ، و خشنودى توست مطلوبم ، و ديدار تو نيازم ، و جوار تو خواستهام . . . . و در مناجات دوازدهم : « إلهي ! ما ألذّ خواطر الإلهام بذكرك على القلوب ، و ما أحلى المسير إليك بالأوهام في مسالك الغيوب ، و ما أطيب طعم حبّك ، و ما أعذب شرب قربك ، فأعذنا من طردك و إبعادك ، و اجعلنا من أخصّ عارفيك . . . ؛ « معبودم ! چه بالذّت است خاطرات الهام گرفتن از يادت بر دلها ؟ و چه شيرين است سير به سويت با انديشهها در راههاى غيبها ؟ و چه خوش است مزهء دوستىات ؟ و چه خوشگوار است نوشابهء نزديكى به درگاهت ؟ پس در پناهت بدار ما را از راندنت و دور كردنت ، و قرار ده ما را از ويژهترين شناسندگانت . . . » . و در مناجات سيزدهم : « إلهي بك هامت القلوب الوالهة ، و على معرفتك جمعت العقول المتباينة ، فلا تطمئنّ القلوب إلّا بذكراك ، و لا تسكن النفوس إلّا عند رؤياك . . . ؛ معبودا ! شيفتهء تو شد دلهاى حيران از عشق تو ، و بر شناسايىات گرد آمد خردهاى دور از هم ، پس اطمينان نيابد دلها مگر با يادت ، و آرام نشود جانها مگر به هنگام ديدارت . تويى تنزيه شده در هرمكان ، و پرستيده در هرزمان ، و موجود در هرآن ، و خوانده شده با هرزبان ، و تعظيم شده در هردل و جان ، از تو